نوع ناجور
 

یک عمر، عصاكشِ زني کور شوم

یا اینکه مریض ِ نوع ِ ناجور شوم

صدمرتبه بهتراست از اینکه یک روز

در مملکتی رییس جمهور شوم

 

بهمن نشاطی


برچسب‌ها: طنز, رییس جمهور

(εїз) شنبه 29 شهریور1393 (εїз) 19:12 (εїз) بهمن و ندا
بر آستان سلطان خراسان

 

 

 

آمدم یکبار دیگر بر منِ غافل ببخشی

سنگ را برداری از این سینه ،جایش دل ببخشی

 

همنشین با گُل شدن خوشبو بسازد خاک را هم

چشم دارم عطر خود را برتنِ این گِل ببخشی

 

بر درِِ باب الجواد  ای اشک ،مفتاح الفرج شو!

در زمینِ شوره زارم  می شود حاصل ببخشی

 

گوشه ای از صحنِ این درگاه را می خواهم و بس

جنّت خود را خدا! باید به یک سائل ببخشی

 

غرق دریای تو هستم شرم بادا شرم اگر من ـ

از تو روزی را بخواهم یک نفس ساحل ببخشی

 

آنقَدَر در مدح تو می گویم ای سلطان هشتم!

تا به من هم خلعتی چون خلعتِ دِعبِل ببخشی

 


بهمن نشاطی


برچسب‌ها: امام رضا ع, سلطان هشتم, باب الجواد, دعبل, صحن

(εїз) پنجشنبه 13 شهریور1393 (εїз) 9:49 (εїз) بهمن و ندا
این قصّه

 

 هر مرد که دست و پا چلفتی ست

حتماً به زنی نیاز دارد

 

طوری که کلاه قرمزی هم

عاشق شد و سرو ناز دارد

 

در سینه ی ما دلی قراضه ست

هرکس ببرد جواز دارد

 

هرکس که نه ،آن که بیست نیسان ـ

همراه خودش جهاز دارد

 

هم مادر دکتری خوش اخلاق

هم بابای برج ساز دارد

 

یخچال بزرگ خانه شان نیز

نوشیدنی مجاز دارد

 

هر وقت که می رسیم ، در را ـ

لبخند زنان ، فراز دارد

 

از جاده ی اشتباه ، ما را

روزی دو سه بار، باز دارد

 

هرچند که مختصر نوشتیم

این قصّه سرِ دراز دارد

 

بهمن نشاطی

 


برچسب‌ها: طنز, کلاه قرمزی

(εїз) سه شنبه 28 مرداد1393 (εїз) 18:7 (εїз) بهمن و ندا
چند رباعي
 

از دست خودم بدون تو دلگیرم

یک روز اگر نبینمت می میرم

من بیهقی ام دبیر سلطان مسعود

اما فقط از چشم تو خط می گیرم

آن خاطره های مشترک یادت هست؟

سیب من و تو نداشت لک، یادت هست؟

من از پدرت هنوز هم دلگیرم

برصورت تو ردّ سگک یادت هست؟

هر شب با من، هراس تنهایی بود

لحظه لحظه تماس تنهایی بود

دیدم خود را دوباره خود را دیدم

در آینه ، انعکاس تنهایی بود

لبریز طراوت پس از بارانی

با دامن سبز،عطر می افشانی

هوش از سر خواب من پراندی زیبا!

تو مزرعه ی چایی لاهیجانی

با خنده رسید راه بر من سد کرد

چون دوست شد و محبّت بی حد کرد

من کور پیاده رو شدم ، عشق گرفت ـ

دستان مرا و از خیابان رد کرد

 بهمن نشاطی


برچسب‌ها: چند رباعی, عشق, تنهایی, بیهقی, سلطان محمود

(εїз) دوشنبه 6 مرداد1393 (εїз) 4:45 (εїз) بهمن و ندا
براي اين روزهاي خونين غزّه

این همه

باز هم،گل پرپر !

غزه روی دستش ماند

این همه علی اصغر!

شهر  بیداری

شهرِزخمی ، شهرِ بیداری

خون گرمی

در رگ انتفاضه شد جاری

زیتون

تا رهایی به دست شعله ی خون

باش روشن

چراغک زیتون!

انتفاضه

سنگ  مثل گیاه روییده

می کند انتفاضه را یاری

سازمان ملل که خوابیده

بهمن نشاطي

 


برچسب‌ها: غزّه, انتفاضه, سه گاني, سازمان ملل

(εїз) سه شنبه 31 تیر1393 (εїз) 23:8 (εїз) بهمن و ندا
سلام بر امام حسن مجتبي (ع)

تو گل سرسبد هرچه کریمان هستی

ما همه مور ضعیف و تو سلیمان هستی

 

به کویر دل ما شبنم لطفی بنشان!

که تو ابر کَرَمی ، نم نم باران هستی

 

دور از چشم خزان، زنده  کنی هر دل را

تو که از طایفه ی  سبز بهاران هستی

 

جرعه ای از خُم آن عشق به ما هم بچشان!

ای که از سلسله ی  باده پرستان هستی

 

مست از جام تولّای تو بودن ،حُسن است

تو که خود منتظرِ آن خطِ  پایان هستی

 

حیدری در جملِ کفر و ، رشادت  کردی

موقع صلح ولی برسرپیمان هستی

 

صلح  تو آینه ی جنگ  حسین (ع )است آری

بهترین اسوه ی سالارشهیدان هستی

 

آخر شعر من و باز غم کرب و بلا

هرکجا روضه ی عشق است تو مهمان هستی

 

 بهمن نشاطي


برچسب‌ها: امام حسن مجتبي ع, شعرآييني

(εїз) یکشنبه 22 تیر1393 (εїз) 0:40 (εїз) بهمن و ندا
يك رباعي رمضاني

يا رب، به همين ماه عزيز تو قسم!

عمري ست كه  قوت غالب من شده غم (1)

مي خواست ادامه يابد اين شعر،ولي ـ

از شدت ضعفِ دستم، افتاد قلم

 

 1) بگیر فطره‌ام اما مخور برادر جان
که من در این رمضان ،قوت غالبم غم بود
(مهدی اخوان ثالث)

 

  (!روزه می گیری، قبول )

 

 

با تمام قدرت خود ، کار کن

این عمل را روز و شب تکرار کن

 

تا بپوشد  کودک تو ،کفشِ نو

وصله روی وصله بر شلوار کن

 

با دل خونین ، لبت پر خنده باد! (1)

هرچه غم در سینه را انکار کن

 

نیست در شأن تو ، دنیا دوستی

پشت بر دنیای بی مقدار کن

 

دل اگر مایل به سویش  می شود

با نصیحت دائماً اخطار کن

 

روزه می گیری، قبول ! اما فقط ـ

با کمی نان و پنیر، افطار کن

 

جیب تو دائم اگرچه خالی  است

بهتر از جنتلمنی رفتار کن

 

هر زمان نالیده ای از حکم حق

بی درنگ از شرم، استغفار کن

 

پوزش ات را می پذیرد ذوالجلال

غیراز این شد، بیشتر اصرار کن

 

رو کن ازروی صداقت با خدا

پشت بر عمّال استکبار کن

 

رفته رفته حرف  ها کم رنگ شد

جوهری در لوله ی خودکار کن

 

1- با دل خونين لبي خندان بياور همچو جام(حافظ)

 

بهمن نشاطی

 


برچسب‌ها: طنز, روزه, ماه رمضان, با دل خونين

(εїз) دوشنبه 9 تیر1393 (εїз) 10:55 (εїз) بهمن و ندا
مشترک با حافظ3

 

 

«فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن»

درد تو، به نشود با کمک یارانه

 

«خنده  و گریه ی عشّاق ز جایی دگر است»

خنده از یار ولی گریه ام از یارانه

 

«سینه ی تنگ من و بار غم او هیهات!»

سببی ساز خدایا نرود یارانه

 

«ندانم نوحه ی قمری به طرف جویباران چیست؟»

مگر او نیز همچون من غم یارانه را دارد؟

 

«از ثبات خودم این نکته خوش آمد که به جور»

هرچه گفتی نشدم منصرف از یارانه

«اعتمادی نیست بر کار جهان»

بر کلید دولت تدبیر هم

 

«حافظ نه حدّ ِماست چنین لاف ها زدن»

تدبیرمان کجاست؟ کلید امید کو؟

 

«دلبر از ما به صد امّید سِتَد دل اول»

وقت تدبیر که شد عهد فراموش کند

 

«پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت»

تا مگر سیر کند چند صباحی ما را

 

«باغ بهشت و سایه ی طوبی و قصر حور»

آتش زدم به مالم و یکجا فروختم

 

«کیسه ی سیم و زرت ،پاک بباید پرداخت»

ای که تصمیم گرفتی متاهل بشوی

 

«کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش»

همرهان تو ولی جمله رسیدند به کیش

 بهمن نشاطی


 


برچسب‌ها: طنز مشترک باحافظ3

(εїз) دوشنبه 2 تیر1393 (εїз) 10:5 (εїз) بهمن و ندا
جرأت
 

الهی!

تمام مشکلات اقتصادی

به زودی ـ شک نکن ـ نابود گردد

 

کلیدی آمد و دنبال قفل است

الهی! عاقبت محمود گردد

 

جرأت

نه اهل اقتصادم نه سیاست

نه دراین و نه در آن هست جرأت

 

مبادا بپّرد از کلّه ی من

نوشتم این دوبیتی را به سرعت

 

اختلاس

نه تحقیقی ، نه تعزیری به دنبال

نه تنبیه ست و نه توقیف اموال

 

برو با پول های اختلاسی

تمام عمر خود را حال کن ، حال!

 

بهمن نشاطی

 


برچسب‌ها: طنز, اختلاس, مشکلات اقتصادی, محمود

(εїз) جمعه 16 خرداد1393 (εїз) 12:52 (εїз) بهمن و ندا
آن کیست
  نقیضه ای بر شعر حافظ 

 

آن کیست که این روزها ، اقدام بر کاری کند؟

یعنی به لطف ِخود ،دل ِ ما را نگهداری کند

 

من مانده بی برگ و نوا، درمانده ، از شادی جدا

رفع نیاز بنده را حاجی بازاری کند

 

هستیم چون روباهِ شَل ، بین همه ضرب المثل

حیّ علی خیرالعمل ، باشد کسی کاری کند

 

ماشین نگو، مثل لگن ، پیش همه، شرمنده، من

از رفتن خود دائماً، هر روز خودداری کند

 

هر روز خانه تنگ تر ، همسایه ها دلسنگ تر

اندوه شد پر رنگ تر ، هی سینه آزاری کند

 

من این طرف غم آن طرف ، تیرش نشسته بر هدف

ای مرگ! جانم شد تلف ، تا با تو دیداری کند

 

چشمم ندیده هفته ها، از شعر، رنگ خواب را

باید هنرمندی مرا تندیس بیداری کند

 

بهمن نشاطی


برچسب‌ها: طنز, ماشین لگن

(εїз) چهارشنبه 7 خرداد1393 (εїз) 8:58 (εїз) بهمن و ندا
لیلا
 

 اندر بابِ آن بانوی هنرمند ایرانی که داور جشنواره ی فیلم کًن بود

و با ژیل ژاکوب، رئیس جشنواره دست داد و روبوسی کرد.

 

هم عشوه گری و ناز دارد لابد

هم دستانی دراز دارد لابد

 

در بوسه زدن به گونه های ژاکوب

از شوهر خود جواز دارد لابد

 


 

 ازکشورکفر سوی میهن برگرد

 

با تیپ درست مثل مانکن برگرد

 

 

حالا که مراد دست داد از بوسه

 

ای داورجشنواره ی کن ! برگرد

 


 

بوسیدنتان حلال باشد مادام

 

باید دل ما زلال باشد مادام

 

 

گیر الکی به ما نباید  بدهند

 

 در غرب ، چنین ، روال باشد مادام

 

 

بهمن نشاطی

 


برچسب‌ها: طنز, لیلا حاتمی, جشنواره کن, شکمرانی, دکتر

(εїз) دوشنبه 29 اردیبهشت1393 (εїз) 9:5 (εїз) بهمن و ندا
مجوّز از ارشاد
 

رسید مژده که آمد مجوّز از ارشاد

چه اتفاق قشنگی برای من افتاد

 

زمان زمانه ی چاپیدن است ناشرها!

تعلّلِِ پس از این چیست؟ کار بی بنیاد!

 

دوسال چشم به راهی برای اَخذِ «مُجَوـ

ـ وِزَ»ش به مصرع دوم برای وزن افتاد

 

بساط عیش فراهم شده ست، بعد ازاین ـ

حضورمجلس انس است و دوستان هم شاد

 

خدا چه لطف بزرگی نمود در این روز

به من که صاحب علمم، وَ ایضاً استعداد

 

اگرچه در نظرم شعربنده شیرین است

خدا کند که بیایند چند تا فرهاد

 

به خواب دیدم دیشب که شعرهای مرا

به شور خواند به جمعی جناب مختاباد

 

خوشا به من که پس از این کتاب دار شوم

خوشاتر اینکه بخوانندم عدّه ای استاد

 

بهمن نشاطی 

 


برچسب‌ها: طنز, مجوز

(εїз) یکشنبه 21 اردیبهشت1393 (εїз) 0:16 (εїз) بهمن و ندا
دو رباعی به بهانه ی رور معلم
1

 

در مدرسه تمرین الفبا گفتند

از تصمیم بزرگ کبرا گفتند

 

دکتر که شدند امین و اکرم، آیا ـ

از پینه ی دست های بابا گفتند؟

 

2

دادند به دیگران اگر دنیا را

افروختن شمع، معلم ها را

 

خاموش نمی شویم تا جهل به جاست

ما آینه ایم روشنِ فردا را

 

***

 

بهمن نشاطی

 

 


برچسب‌ها: روزمعلم

(εїз) سه شنبه 9 اردیبهشت1393 (εїз) 12:30 (εїз) بهمن و ندا
آنان که

***


آنان که به تن، لباس تقوا دارند


در جیب،بلیتِ دور ِدنیا دارند


ما را نرسد زیاده گویی بکنیم


البته که روی سر ِما ،جا دارند



***


«آنان که محیط فضل و آداب شدند»


در دوره ی ما چقدر کمیاب شدند


آن عده هم از روی حساب دنیا


رفتند همه ،نوکر ارباب شدند


***


بهمن نشاطی




برچسب‌ها: ارباب, آنان که, لباس تقوا

(εїз) چهارشنبه 20 فروردین1393 (εїз) 9:45 (εїз) بهمن و ندا
عید93

تا چشم به هم زدی یِهو می آید


بسیار شتاب دارد و می آید


تا قسط به قسط قبلی ام افزاید


از راه دوباره سال نو می آید


***

لب بسته تر از پسته ی عیدم به خدا


از سال جدید نا امیدم به خدا


ای زندگی ازتو شکوه دارم بسیار


روزی اگر از قضا رسیدم به خدا


***


لب چیست اگر هوای بوسیدن نیست


یاچشم؟ اگر اجازه ی دیدن نیست


باید بکشم تمام دندان ها را


وقتی که دل و دماغ خندیدن نیست


***


بهمن نشاطی


برچسب‌ها: عید, سال نو, خدا

(εїз) سه شنبه 27 اسفند1392 (εїз) 13:11 (εїз) بهمن و ندا
شرح دریا(برای فاطمه «س»)

رفته است امروز نامت بر زبان یاس ها


چون بهارتازه ای گل کرداز آن احساس ها


 

آنچه در شأن تو نازل شد فقط کوثر نبود


گوش کر دارند اما جمله ی خناس ها


 

خانه پروردِ پیمبر!«هل اتی»ی خوانِ «دهر»!


عاجز است از درک تو عقل نمک نشناس ها


 

خطبه ی غرّای تو کوتاه کرده  بی گمان


عام ها که جای خود ـ حتّی زبان خاص ها


 

هرکه این سو نیست با تو ، همنشین با دوزخ است


با ترازوی شما سنجیده شد مقیاس ها


 

غیر زینب ها که صبر آموخته از مکتب ات؟


از وفا ، پرچم که برافراخت جز عباس ها؟


 

کاشکی می ایستاد از گردش خود آسمان!


بعدِ تو خاموش می شد چرخش دستاس ها


 

قطره ای را شرح از دریای تو کی می توان؟


سال ها حتی اگر برپا شود اجلاس ها


 

بهمن نشاطی


برچسب‌ها: فاطمه, یاس, کوثر, هل اتی, دستاس

(εїз) جمعه 23 اسفند1392 (εїз) 20:55 (εїз) بهمن و ندا
پرستار
به حمید میرزایی عزیز، پرستاری که وسوسه ی این کار را در سرم اندخت


مار از پونه من از مار بدم می آید


یعنی از عامل آزار بدم می آید


"محمد سلمانی"

 

چه قَدَر از تب دیدار خوشم می آید


بی جهت ازمرض، این بار خوشم می آید



آه ،بیزارم از این قرص و دواها دکتر!


فقط از اخم پرستار خوشم می آید



من که افتاده فشارم ،تو بخندی ، خوبم


از سِرُم ، قند نمک دار، خوشم می آید



تو که باشی چه نیازی ست به کپسول هوا؟!


از در بسته و دیوار خوشم می آید



سوزنی در عضله می زنی و می میرم


چه کنم باتو به ناچار خوشم می آید



موقع رفتن تو کار دلم اورژانسی ست


ولی از لحظه ی تب دار خوشم می آید



بستری می شوم و نبض مرا می گیری


حال می آیم و بسیار خوشم می آید



قطره قطره بچکان روی ملافه ، خون را


بشود چادر گلدار خوشم می آید



سنّتی هستم و در تذکره ها بنویسید


که من از دم نوش عطّار خوشم می آید(1)



همسرم خواند غزل را و به لبخندی گفت:


از زن خوب ِ فداکار خوشم می آید


(1)  خطا کردم ، بیا اغماض فرما

       وگرنه بیت را مقراض فرما


بهمن نشاطی

 


برچسب‌ها: پرستار, بستری, اورژانس, دکتر, عطار

(εїз) چهارشنبه 21 اسفند1392 (εїз) 10:12 (εїз) بهمن و ندا
جهان آفرین


به نام خدای جهان آفرین


خدایی که هست احسن الخالقین



خدایی که هر کز درش سر بتافت«1»


لبش زد زگیل و دهان نیز، آفت



خدایی که از گِل ،بشر آفرید


و کوچاند او را به سمت زمین


 

نه البته با اختیار خودش


که با زور فرمود از اینجا بِرین


 

خدایی که با شرط آدم شدن


به ما وعده داده بهشتِ بَرین


 

خدایی که جاسوس او بی شمار


همه جای دنیا نهاده کمین


 

خدایی که افسار ما دست اوست


ولی حیف! شیطان نشسته به زین


 

خدایی که یک عده را کرد زشت


خدایی که یک عده را نازنین


 

خدایی که یک عده را در عراق


و یک عده را هم فرستاد چین


 

خدایی که مدحش نه در حدّ ماست


خدایا ،فقط آفرین، آفرین!


1-فردوسی طوسی کم رنگ

بهمن نشاطی



برچسب‌ها: خدا, احسن الخالقین, ابلیس, بشر

(εїз) سه شنبه 6 اسفند1392 (εїз) 1:40 (εїз) بهمن و ندا
گاب

یکی دوبار این شعرها رادر وب گذاشتم اما توسط همسر مکرمه، (سانسورچی بنده در یک کلمه)       بی مقدمه و مأخره حذف فرموده شده آمد(نوع فعل را از نظر زمان نپرسید که نمی دانم)و حالا در غیبت چندروزه ی ایشان(همان همسر را می گویم ولاغیر) دوباره این شعرها را در وب گذاشته و از ترس این که همان همسر بالا در ماموریت چند روزه ی خود خواب نما بشودو از موضوع مطلع گردد جهت اطمینان، رمز آن را عوض کرده و کلیدش را بازهم جهت اطمینان بیشتر به دست فردمطمئنی سپردم(جهت رفع هرگونه سوءتفاهمی ،اسم آن فرد مطمئن، عمو پورنگ است باز هم ولاغیر)چرا که شعر  هم می تواند کلیدش دروغ باشد (ربطی اگر داشت به ما هم بگویید)بگذریم...

البته این اشعار (رویم به دیوار) به زمان و مکان و فرد خاصی اشاره ندارد و امیدوارم که تدبیرم در نام نبردن فرد یا افراد، موثر واقع شود و کسی به خود نگیرد و پیراهن گران قیمت خود را جر وا جر ننماید.با این همه  در همین جا از تمام صنوف از جمله پزشکان،پرستاران، کارمندان،تاکسی داران،قایقرانان،پنچری گیران و یارانه بگیران،دست فروشان ، کلیه فروشان ،خودفروشان و غیره و غیره و غیره ، البته همچنین تمام دانش اندوزان کمال مسرت را دارم(ببخشید )کمال عذرخواهی را دارم به خصوص دانش آموزان امسالم که احساس دوستی با آنان دارم)

و اما...این شعرها در دوره ای که به انفجار نزدیک شده بودم فوران کرد و گدازه هایش، چنین شد


لعنت به منی که ترک «ساری» کردم


بیهوده به شوره ،آب جاری کردم


هرچند معلمم به ظاهر، اما


ده سال تمام ، گلّه داری کردم


***


تا کی باید دم از نداری بزنید


حرف از کسری و چشم یاری بزنید


در مدرسه جای این همه بزغاله


آقای مدیر،گاوداری بزنید


***


در مدرسه نیشخند می بینم و بس


جمعی که همه کرند می بینم و بس


هرچند که چشم برزخی نیست مرا


یک گلّه ی گوسفند می بینم و بس


***


از آن همه اضطراب بیرون آمد


فارغ شد و از کتاب بیرون آمد


گوساله برای دانش اندوزی رفت


مدرک که گرفت، گاب بیرون آمد


***

بهمن نشاطی



برچسب‌ها: گاب, مدرسه, معلم, مدرک

(εїз) جمعه 2 اسفند1392 (εїз) 20:49 (εїз) بهمن و ندا
ابر شمال

آمدم همراه با ابر شمال


کیست چون من،این همه آشفته حال


 

از که باید پاسخ خود را گرفت


مانده روی دستِ من، صدهاسوال


 

بگذرد این روزگار نامراد؟


می شود ممکن شود امری محال؟


 

دست ما کوتاه و خرما برنخیل


جیب ما خالی و روی ما زغال


 

کو حرام کهنه ای؟ که بنده را ـ


گیر کرده در گلو نان حلال


 

آستینم را شبی افشانده ام


مارهایی دیده ام خوش خط و خال


 

چشم ها و گوش ها کورند وکر


عدّه ای هم مثل من ،لال اند لال


 

خنده بر هر درد بی درمان دواست


پس بخند و شاد باش و بی خیال!


 با تشکر ازخانم اهری فردکه پیشنهاد اصلاح بعضی واژه ها را دادند


بهمن نشاطی


برچسب‌ها: روزگار, غزل

(εїз) چهارشنبه 23 بهمن1392 (εїз) 10:0 (εїз) بهمن و ندا
سبدکالا

آنان که در این زمانه ، دارا هستند


شک نیست همان قدر،توانا هستند


یک عدّه گرسنه ـ مثل من ـ هم ، همه عمر


زنبیل به دستِ صفِ کالا هستند


***


در آخر سال،حال دادند به ما


شادی خود انتقال دادند به ما


تا زندگی دوباره از سر گیریم


قدرِ سبدی، مجال دادند به ما


***


دیدیم دمِ غروب ،بابا برگشت


از صبح که رفته بود، حالا برگشت


بابا که سرِ کار نمی رفت،چطورـ


با یک سبدِ بزرگِ کالا برگشت؟


بهمن نشاطی


برچسب‌ها: سبدکالا, دارا, توانا

(εїз) جمعه 18 بهمن1392 (εїз) 23:17 (εїз) بهمن و ندا
دری وری

سهم همه را ـ اگرچه اندک ـ خوردند


یک بسته خریدند لواشک ،خوردند


صد شکر که اجنبی نبرده ست فقط!


دادیم به خاوری و بابک خوردند


***


شهرام که کلّی از لواشک را خورد


سهم کوروش و اِبی و مامک را خورد


می خواست که سکّه ی مرا قورت دهد


تقصیر نداشت ، گول بابک را خورد


***


بی هیچ خجالتی،چقدر آنی خورد


مال همه را چنانکه می دانی خورد


خُب راه گلوی ما همیشه بسته ست


دادیم اگر بابک زنجانی خورد


***


نه پول جناب خاوری می ماند


نه شهرام جزایری می ماند


صد شکر که ذوق اندکی هست مرا


از ما فقط این دری وری می ماند


***


بهمن نشاطی


برچسب‌ها: بابک زنجانی, خاوری, جزایری

(εїз) چهارشنبه 16 بهمن1392 (εїз) 21:22 (εїз) بهمن و ندا
گمنام
 

بارالها، از کنارم سامری را دور کن


جان موسی! بنده را هم ساکن آن طور کن


 

نه کتاب و جزوه ای نه معجزه،اما مرا


خواستی، در زمره ی پیغمبران منظور کن


 

من نمی خواهم به من گنجی ببخشی شایگان


وام می خواهم بگیرم ضامنش را جور کن


 

گردنم باریک تر از مو ، خودت که واقفی؟!


وام خود را پس ندادم طعمه ی ساطور کن


 

خسته هستم از عزا و مجلس ترحیم ها


چند روزی هم مرا مهمان جشن و سور کن


 

ران مرغ و سینه ی تیهو نمی بخشی نبخش


لااقل لطفی کن و این اشتها را کور کن


 

نیست دندانی مرا این سیب ها بی مصرف است


پس بیا زنبیل ما را لب به لب انگور کن


 

اول فصل جوانی این همه موی سفید؟!


یا کچل کن کلّه را یا زلف ما را بور کن


 

مولوی و سعدی و حافظ که تلمیذ من اند


پس چرا گمنام باشم بنده را مشهور کن


 

بهمن نشاطی
برچسب‌ها: طنز, بارالها, پیغمبران

(εїз) دوشنبه 7 بهمن1392 (εїз) 14:54 (εїз) بهمن و ندا
ای باخبر

ای باخبر از حال دل درمانده!


اوضاع خراب را خودت سامان ده!


یعنی که بگیر هرچه داریم از ما


اندازه ی ذره ای ولی ایمان ده!



بهمن نشاطی


برچسب‌ها: ایمان, دل

(εїз) یکشنبه 29 دی1392 (εїз) 19:30 (εїз) بهمن و ندا
خدا!

این زندگی است یا زوال است خدا!


چون لحظه به لحظه ،ضدحال است خدا!


البته جسارت مرا می بخشی


جان خودم ،این فقط سوال است خدا!



                    بهمن نشاطی



برچسب‌ها: خدا, زندگی

(εїз) شنبه 14 دی1392 (εїз) 15:0 (εїз) بهمن و ندا
غزال رعنا

 

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را


فریب های فراوان تو داده ای ما را



مرا ببخش اگر با تمام اصرارت


توجّه ای نکنم انتظار بیجا را


 

به حَسن خَلق، توان کرد صید این دل ما


نه با کرشمه بدزدند مرغ دانا را


 

غرور بیخودت آیا اجازه خواهد داد؟


که با خبر شوی از حال و روز ما یارا!


 

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب


که کرده ای مدل خود، پری  و مینا را


 

چنین که عینک ری بن به چشم خود زده ای

خدا به خیر کند آفتاب فردا را


 

لباس خواب به تن کرده ای که این مانتوست


چگونه شرح دهم باقی قضایا را


 

همین صبا که رفیق تو است در پیغام


به گوش بنده رسانید این خبرها را


 

گلیم حوصله ی ما اگر چه هست گشاد


تو نیز شرم بفرما و جمع کن پا را


 

همه،مقصر دعوای ماست تبلیغات


خدا خراب کند ماهواره ی ما را



 بهمن نشاطی

 


برچسب‌ها: صدا و سیما, صبا, غزال رعنا, تبلیغات

(εїз) سه شنبه 19 آذر1392 (εїз) 0:9 (εїз) بهمن و ندا
برای چه؟

با ابرهامدام ببارم برای چه؟


هی لحظه لحظه را بشمارم برای چه؟



یک روز می رسد که ببینی خزان من


فصلی  صبور باش بهارم، برای چه؟



ای ذره ای که عاشق خورشید بودی و...


من که زمین شده ست حصارم،برای چه؟



توزخم می زنی به دل ای غم برای کی؟


من پنجه می کشم به سه تارم برای چه؟



مجنون کجا رسید به لیلی خود که من؟


دادم به دست عشق مهارم برای چه؟



یک عده پرثمر همه ی عمرشان ،ولی-


من بی برم ، درخت چنارم برای چه؟



پل های پشت سر همه را کرده ام خراب


دیگر به سوی شهر و دیارم برای چه؟



خشکیده هر گیاه امیدی که رسته بود


با ابرها مدام ببارم برای چه؟



بهمن نشاطی


برچسب‌ها: ابر, خورشید, زخمه

(εїз) دوشنبه 4 آذر1392 (εїз) 23:38 (εїз) بهمن و ندا
دو رباعی عاشورایی
1

ما گريه به بوي سود كرديم همه


 آتش نگرفته ،دود كرديم همه


برحاشيه ي مقتل او بنويسيد:


ما تنها وانمود كرديم همه


2


جاري شده است اشك ،اندك اندك


با نوحه ي محمود كريمي ، طفلك!


ما شام خور توايم و شامي آيين


ما سينه زن توايم و كوفي مسلك!


بهمن نشاطی


برچسب‌ها: شعر, رباعی, عاشورایی

(εїз) پنجشنبه 16 آبان1392 (εїз) 19:46 (εїз) بهمن و ندا
اعجاز

هر دو اعجاز كردند


موسي كه دو پا داشت


با يك عصا


و پدر


كه يك پا و بي عصا


خود را


در دهان اژدها انداخت


بهمن نشاطي         


برچسب‌ها: موسي, عصا, اژدها

(εїз) چهارشنبه 8 آبان1392 (εїз) 19:55 (εїз) بهمن و ندا
نمی دانستم

تلخیِ کامِ من از اوست نمی دانستم

یک کلام: آدم پر روست نمی دانستم

 

اولین  مرتاض دوره ندیده  ست انگار

خال مصنوعی به ابروست نمی دانستم


مثل معصوم ترین برّه به من می نگرد

گرگ چشمانش هالوست نمی دانستم

 

می زند دائم و خون از رگ من جاری نیست

عیبش از کندی چاقوست نمی دانستم

 

کشتگانش همگی زلف بلندند، ولي

مرده ی کلّه ی بی موست نمی دانستم

 

به سیاهی کلاغی ست در انبار زغال

و خودش گفت پرستوست نمی دانستم

 

گفت از عشق بگو گفتمش این لامذهب ـ

مثل چوپان دروغگوست نمی دانستم


* اين چوپان علاوه بر اين كه دروغگو ست اضافه وزن هم دارد

اگر رژيم مي گرفت چي مي شد؟!

 بهمن نشاطي


برچسب‌ها: طنز, آدم پررو, مرتاض

(εїз) یکشنبه 21 مهر1392 (εїз) 19:30 (εїз) بهمن و ندا
About

بهمن نشاطی /
آثار :
وقتی کنارم تو باشی-1378
دیگر برای خداحافظی دیر است-1380
خاطرات تو و دلتنگی ها-1382
آخرین سطر گریه-1383
بارانه پاشو وقت نماز است-1383
چشمان سرخ سپیده-1386
شب همچنان شب است ـ 1391

ندا جلالی /
آثار :
شروع لحظه ی شیدایی -1383

Categories
Archive
Friends
بارانه
مختار رنجیده
حمیدمیرزایی
نسترن وثوقی
فاطمه ناظری
علیرضا حکمتی
فائزه رسکتی
اندیشه ظهور-سید احسان
مرتضی روحی
حميد عرب عامري
سید جواد طباطبایی
شیکا اویلی
علی خرمی
سید محمد آتشی
وب سایت هم نگاران
مهتاب چهار طاقی
سيد حبيب نظاري
زهرا فرقانی
هادی وحیدی
مسلم فدائی
احسان مهديان
سعید بیابانکی
علیرضا بدیع
خودکار کم رنگ
سید محمد هاشمی
ابوالفضل مظهري
علي محمد محمدي
شکوفه صمدی
اسلام انصاری فر
صادق رحمانی
دادیارحامدی
قاسم صرافان
آریا ادیب
فاطمه صمدی
علی جهانگیری
محمدحسین نجفی
فرزانه اهری فرد
انجمن مجازي شاعران ايران
عليرضا فولادي
علیرضا فولادی(سه گانی)
آنات
علی اشرفی
مریم وزیری
محمدیزدانی جندقی
بابک حسین زاده برجویی
محمد عالی زاده
سید حسن رستگار
راحمه شهریاری
امین شیرزادی
پاییز رحیمی
مصطفی مهدی پور
شمس لنگرودی
سید حسن حسینی تیل آباد
حسن پاکزاد
علی اسکندری
آنی دالتون(طنز)
ابولفضل زرويي‌ي نصرآباد(طنز)
محمد جاوید(طنز)
ناصر فیض(طنز)
رضا رفیع(طنز)
راشد انصاری(طنز)
مهدی استاد احمد(طنز)
مصطفی مشایخی(طنز)
عباسعلی ذوالفقاری(طنز)
حسن حاتمی بهابادی(طنز)
سیدامیر سادات‌موسوی(طنز)
سعيد سليمان پور(طنز)
محمد نظری ندوشن(طنز)
مجید رحمانی صانع (طنز)
محسن اشتیاقی(طنز)
عباس صادقی زرینی(طنز)
محسن طاهری(طنز)
عزت الله الماسی(طنز)
محمد حسن هاشمی(طنز)
فرهاد رنجبرراد(طنز)
آرش فرهنگ پژوه (طنز)
داوود نگهداری(طنز)
امید مهدی‌نژاد (طنز)
حامد اسحاقی(طنز)
فرهاد ناجي(طنز)
مهدی دانش(طنز)
عباس حسین‌نژاد(طنز)
حسين عمادي سرخي(طنز)
سید علیرضا رئیسی گرگانی(طنز)
عبدالعظیم ولی الهی(طنز)
روح الله احمدی(طنز)
مصطفی صادقی(طنز)
کاوه جوادیه(طنز)
رسول آقايي(طنز)
علی مظفر(طنز)
سیروس(طنز)
رضا ساکی(طنز)
علیرضا رضایی(طنز)
ارمغان زمان فشمی(طنز)
یسنا انارکپور(طنز)
لیلا حسنوند(طنز)
ناهید نوری(طنز)
رویا صدر(طنز)
زهرا درّی(طنز)
نسیم عرب امیری(طنز)
زهرا جعفری(طنز)
ابن محمود(طنز)
گل گاوزبان(طنز)
امیرحسین مانیان(طنز)
اسماعیل امینی(طنز)
حسین گلچین(طنز)
فـــــــرا طنــــــــز
سایت تخصصی طنز
ملکان(طنز)
هیـچـخـند(طنز)
ترش بانو(طنز)
شیرین طنز
مهرداد صدقی(طنز)
معصومه پاکروان(طنز)
آغا کلان(طنز)
چمنستان(طنز)
نیچه ی در چمنستان(طنز)
مجید جعفرزاده کسیانی(طنز)
رحیم رسولی(طنز)
معصومه مجنونی(طنز)
جلال سمیعی(طنز)
ارژنگ حاتمی(طنز)
سعید طلائی(طنز)
محمود دهقانی(طنز)
عباس حاتمی(طنز)
امیر حسین خوش حال(طنز)
اميد سرابي(طنز)
رضی صائب (طنز)
محمود سلطاني(طنز)
فیلسوف قزوینی(طنز)
مهدی ایران نژاد پاریزی(طنز)
احمد آوازه(طنز)
سمیه خردمند(طنز)
عبدالحسین انصاری(طنز)
علي گودرزي(طنز)
رندکده(طنز)
میرزا قلی‌خان راپورتچی(طنز)
میرزا ننویس(طنز)
صمد صادقی(طنز)
عبدالرحمن حواشی(طنز)
لبخند و تلخند(طنز)
محمد غلامي(طنز)
علیرضا کاشانی (رجبعلیزاده)
احسان پرسا
مهدی ذوالقدر
کاظم بهمنی
مجله ادبی پیاده رو
مجتبی تونه ای
غلامرضا بکتاش(شعرکودک و نوجوان)
حسین گلچین(رباعی)
فرشید یارمحمدی
مرتضا دلاوری پاریزی
کنگره ی شعر خانگی
محسن ناصحی(آييني)
پیمان طالبی (آييني)
مجمع شاعران اهل بیت (ع)
خیال خام
ابیات سنگین
مهدی فولادیان
میثم ریاحی
الهه تاجیکزاده آریایی
خداوندگان شعر
غزلسرا
مستی بـا جرعه‌‌ای شعر
لیلا عبدی
پایگاه شاعران اهل بیت(ع)
محمدحسین بهرامیان(سارا شعر)
ناصر حامدی
افشین بردیا(بهترین اشعار کوتاه)
مهدی جهاندار
ســه‌گـــانیـــکو
ماهنامه اینترنتی سیولیشه
حسن رفيعي
مجید آژ
رضا کاظمی
باران های آرام(گزيده شعرهاي معاصر)
امیر توانا
شعرو غزل امروز
حامد عسکری
علی مطهری
شروین سلیمانی
سید علی رکن الدین
فـطــــــرس دل(آييني)
مجيد تال(آييني)
صفیه مهدوی
سيد عماد موسوي
علي غلامي
ناز و نياز
زیباترین ابیات عاشقانه
Design
Other
htmi